ترپ در فارکس

چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟

نحوه تعیین عدد ریسک

معرفی مهارت ریسک کردن

مهارت ریسک کردن عموماً با ریسک پذیری اشتباه گرفته می‌شود.

در حالی که ریسک پذیری یک صفت شخصیتی است و قاعدتاً مورد توجه روانشناسان و شخصیت شناسان قرار می‌گیرد.

در حالی که ریسک کردن یک مهارت است که هر کس می‌تواند بسته به نیاز خود، در مورد آن مطالعه و تمرین و تجربه کند و از این مهارت، در کار و زندگی خود بهره بگیرد.

در اینجا، پاره‌ای توضیحات در مورد مهارت ریسک پذیری (Risk-taking skill) ارائه می‌شود که شما می‌توانید بر اساس آن، در مورد اهمیت و اولویت این مهارت در سبد مهارتهای خود قضاوت کنید و پس از مقایسه با سایر مهارتهای کلیدی،‌ تصمیم بگیرید که آیا قصد دارید در کوتاه مدت، به این مهارت بپردازید یا اولویت‌های مهم‌تری در زندگی شخصی و شغلی شما وجود دارد.

ریسک کردن، به معنای اقدام کردن برای دستیابی به یک هدف یا خواسته یا برآورده کردن یک نیاز، در شرایطی است که می‌دانیم این اقدام ممکن است تبعات یا دستاوردهای منفی هم داشته باشد.

بر این اساس، مهارت ریسک کردن به معنای جستجوی فرصت‌های جدید، ارزیابی تبعات احتمالی، سنجش تبعات مثبت و منفی و مقایسه آنها با یکدیگر و در نهایت، انتخاب میان اقدام کردن و نکردن است.

در صورتی که قصد دارید وارد دنیای کارآفرینی شوید و به ایجاد یک کسب و کار جدید فکر می‌کنید.

در صورتی که قصد دارید موقعیت خود را در محیط کار ارتقاء دهید و مثلاً از سطح کارشناسی به سطح سرپرستی یا از سطح سرپرستی به سمت لایه‌ی مدیران میانی و ارشد حرکت کنید.

در صورتی که به سرمایه گذاری و فعالیت‌های مرتبط با آن علاقمند هستید.

در صورتی که می‌خواهید به یک مدیر پروژه حرفه‌ای‌ (یا حرفه‌ای‌تر) تبدیل شوید.

در صورتی که به یک تغییر جدی در زندگی خود (مانند تغییر در رابطه عاطفی، محل زندگی، شغل، زمینه تخصصی) فکر می‌کنید و آن را در برنامه خود قرار داده‌اید.

در صورتی که احساس می‌کنید می‌توانید فردی خلاق و نوآور باشید. اما محافظه کاری باعث شده که این جهت‌گیری و صفت شخصیتی در شما تضعیف یا سرکوب شود.

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، هوش کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

در صورت تمایل می‌توانید تعدادی از درس‌های کاربر آزاد متمم را ببینید.

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

سطح پایه: می‌توانم شرایطی را چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ که در آن ریسک وجود دارد، تشخیص دهم. به عبارتی می‌توانم حدس بزنم که در چه مواردی، دستاوردهای مثبت و نتایج مطلوب، ممکن است با دستاوردها و نتایج و اتفاقات نامطلوب هم همراه باشد. البته فقط می‌توانم تشخیص بدهم و نه بیشتر.

سطح میانی: علاوه بر اینکه می‌توانم شرایط دارای ریسک را تشخیص دهم، می‌توانم این شرایط را ارزیابی و تحلیل هم بکنم. به این معنا که ارزش دستاوردهای مثبت و چالش نتایج منفی و احتمال وقوع هر یک از آنها را برآورد کنم و در نهایت با توجه به سطح ریسک پذیری خودم یا دیگران، قضاوت کنم که آیا ریسک کردن در یک تصمیم مشخص، پذیرفتنی است یا نه.

سطح پیشرفته: تشخیص ریسک و تحلیل چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ ریسک با اقدام به فعالیتهای حاوی ریسک تفاوت دارد. به عبارتی درک خطر با خطرپذیری و خطرکردن یکسان نیست. کم نیستند کسانی که به دیگران مشاوره های خوب و درستی ارائه‌ می‌دهند و آنها را به ریسک معقول تشویق می‌کنند، اما خودشان جرات نمی‌کنند در شرایط مشابه دست به اقدام بزنند و بر اساس توصیه‌های خودشان رفتار کنند.

سطح خبره: در این سطح، مهارت ریسک کردن از سطح فردی خارج می‌شود. به معنای اینکه فرد، می‌تواند مسئولیت تصمیم‌های بزرگ‌تر و ریسک‌های جدی‌تر را بپذیرد و در موضع مدیر گروه یا سرپرست تیم، ریسک‌های بزرگ‌تری را تحلیل کرده و بر اساس آنها اقدام کند. در این مرحله، معمولاً فرد باید بتواند علاوه بر تحلیل ذهنی ریسک، این تحلیل‌ها را برای دیگران هم بیان کرده و آنها را هم متقاعد کند تا با او در اقدام کردن، همراه شوند.

[ درس مرتبط: آشنایی با تفاوت ریسک و عدم قطعیت ]

[ درس مرتبط: تعریف ریسک پذیری ]

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری توسعه مهارتهای فردی به شما پیشنهاد می‌کند:

چگونگی ارزیابی ریسک

چگونه می توانیم ریسکهای کارگاه خود را ارزیابی نماییم

آیا یم توانم از این نردبان استفاده نمایم؟

در این مقاله شما را با چرخه مدیریت ریسک آشنا می کنیم و فازها و مراحل آن را تشریح می کنیم

برای درک مفهوم ریسک باید به زبان مشترکی برسیم بنابراین در همین ابتدا منظورمان از ریسک(Risk) را بیان می نماییم.

ریسک، احتمال بروز پیامدهای ناشی از یک خطر است. برای مثال شما از نردبانی استفاده می کنید که یکی از پایه های آن شکسته است. از شما سوال میکنیم، ریسک استفاده از این نردبان چقدر است؟ شما کمی تامل می کنید و با خود می گویید احتمال اینکه از این نردبان بیفتم کم است( شاید نمره 2 از 10 را برای افتان از نردبان به خود بدهید) و باز فکر می کنید حتی اگر هم از روی نردبان بفتید بخاطر کوتاه بودن نردبان و نرم بودن خاک زمین و ورزشکار بودن خودتان مشکلی برای شما ایجاد نمی شود( شاید نمره 1 از 10 برای صدمات ایجاد شده در اثر این سقوط به خود بدهید). بنابراین با جمع کردن این موضوعات در ذهن خود در جواب سوال ما می گویید: «ریسک استفاده من از این نردبان پایین است». در واقع شما با این جمله بیان می کنید که « احتمال بروز پیامدهای ناشی از خطر(در اینجا خطر سقوط) پایین است» و این همان منظور ما از مفهوم ریسک می باشد.

اندازه یک ریسک(که با R نشان داده می شود) از حاصلضرب احتمال بروز خطر در شدت زیان ناشی از آن ( یا پیامد) محاسبه می شود. در مثال ما اندازه ریسک استفاده از این نردبان برای همان فرد برابرR=2*1=2 تعیین می گردد.

بنابراین مشخص شد که ریسک یک مفهوم احتمالی است که در آن تبدیل خطر به حادثه مطرح است. در مثال نردبان زمانی که از ریسک استفاده از آن مطرح می شود در واقع منظور احتمال آسیب دیدگی در اثر سقوط از نردبان است.

انجام هر کاری، با خود ریسکی به همراه دارد یعنی احتمال آسیب دیدگی در اثر رخ داد آن خطر خاص وجود دارد. ما می توانیم عدد ریسک آن را تعیین نماییم یعنی کافی است احتمال رخداد خطر را در شدت آسیب ناشی از آن ضرب نماییم. با بدست آوردن عدد ریسک ما می توانیم تصمیم بگیریم که آیا این فعالیت را انجام دهیم یاخیر.

اگر احتمال رخ دادن حادثه ای بسیار کم باشد اما شدت پیامدهای ناشی از آن بالا باشد، میزان ارزش ریسک پایین خواهد بود. درصورتی اگر که احتمال رخ دادن حادثه ای بالا باشد و شدت پیامدهای ناشی از آن نیز بالا باشد، میزان ارزش ریسک بالا خواهد بود. بطور مثال احتمال ایجاد زلزله ای با شدت 10 ریشتر بسیار کم است اما در صورت رخ دادن، پیامدهای شدیدی را به همراه خواهد داشت. درصورتی که احتمال ایجاد زلزله های کمتر از 7 ریشته به مراتب بالا بوده و آسیب های ناشی از آن نیز قابل توجه است. با تعیین عدد ریسک این دو نوع زلزله به این نتیجه می رسیم که باید ساختمان ها را در برابر این دو مقاوم نماییم. اما سوال اینجاست که مقاوم در برابر چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ زلزله 10 ریشتری یا 7 ریشتری؟ احتمال رخ داد زلزله 10 ریشتری بسیار پایین است(مثلا 1 از 10) و شدت آن بالا(مثلا 10 از 10)، با ضرب این دو عدد، عدد ریسک به مقدار 10 تعیین می گردد. در صورتی که احتمال وقوع زلزله 7 ریشتری بالا است(مثلا 4 از 10) و شدت آن نیز قابل توجه است (مثلا 8 از 10) که عدد ریسک آن 32 براورد می شود. بنابراین منطقی است که ساختمان ها در برابر زلزله 7 ریشتری مقاوم گردند و نه زلزله 10 ریشتری، چون در این صورت هزینه بیهوده بسیاری را پرداخت خواهیم کرد.

لازم به ذکر است که در برخی از روشهای ارزیابی ریسک علاوخ بر تکرارپذیری و شدت پیامد، عامل سومی به نام قابلیت رد یابی یا قابلیت آشکارسازی(detectibility) نیز در قابلیت تخمین ریسک نقش دارد. اگر قابلیت آشکارسازی در مورد یک عامل خطری بالا باشد ریسک آن عامل کم و در صورتی که قابلیت آشکارسازی در مورد یک عامل خطری کم باشد ریسک آن عامل بالا تر خواهد بود. به عنوان مثال مواجهه با چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ پرتوهای یونیزان مانند پرتو آلفا و بتا و همچنین مواجهه با پرتوهای غیریونیزان مانند پرتوماوراء بنفش زیان آور می باشد. سوال این است که در شرایط یکسان مواجهه از نظر احتمال و شدت، ریسک کدام یک از این عوامل بالاتر است؟ پاسخ اسن است که به دلیل اینکه قابلیت تشخیص پرتوهای یونیزان بدون استفاده از تجهیزات مخصوص بسیار مشکل است و پرتو یونیزان را می شود با با چشم تشخیص داد، بنابراین ریسک پرتوهای غیریونیزان بالاتر است.

نحوه تعیین عدد ریسک

در نظر داشته باشید که در برخی از روشهای ارزیابی ریسک مانند روش ویلیام فاین علاوه بر احتمال و شدت پیامد، عامل مواجهه(Exposure) نیز در تعیین رتبه ریسک نقش دارد. یعنی در این روشها رتبه ریسک از حاصلضرب سه عامل احتمال، شدت پیامد و میزان مواجهه بدست می آید:

نحوه تعیین عدد ریسک

ارزیابی ریسک

فرایند تصمیم گیری در مورد قابل قبول بودن یا قابل قبول نبودن ریسک را ارزیابی ریسک می نامند. در ارزیابی ریسک ضمن براورد اندازه ریسک، سطح ریسک یک سیستم با یک سطح مشخصی از ریسک که با آن معیار ریسک گفته می شود، مقایسه شده و در مورد میزان ضرورت ارتقاء سطح ایمنی سیستم تصمیم گیری می شود.

در ارزیابی ریسک پتانسیل های خطر دو عامل تکرارپذیری و شدت پیامدهای ناشی از آن نقش اساسی دارند. تکرار پذیری یک حادثه به معنای تعداد دفعاتی می‌باشد که آن حادثه در یک بازه زمانی مشخص اتفاق می‌افتد و شدت پیامدهای یک حادثه به معنای تلفات ناشی از آن حادثه است. هیچکدام از این دو عامل به تنهایی برای ارزیابی ریسک کافی نیستند، بسیاری از حوادث می توانند پیامدهای شدیدی داشته باشند ولی در عمل احتمال رخداد آنها ناچیز می باشد و بالعکس برخی از حوادث ممکن است به کرات اتفاق بیفتند ولی پیامد قابل توجهی نداشته باشند. به همین دلیل تعیین معیاری که هر دو عامل را در نظر بگیرد در بررسی خطرات بسیار مفید می باشند.

ارزیابی ریسک احتمالی(PRA)(Probabilistic Risk Assessment)

ارزیابی ریسک احتمالی یا ارزیابی ایمنی احتمالی یک روش نظام مند و جامع به منظور ارزیابی ریسک سامانه‌های فنی پیچیده است. در” ارزیابی ریسک احتمالی” ریسک به عنوان پیامد زیان آور احتمالی در نتیجه یک فعالیت یا عمل تعریف شده و توسط دو عامل شدت پیامد و احتمال پیامد مشخص می‌شود.

در ارزیابی ریسک احتمالی به سوالات زیر پاسخ داده می‌شود:

  1. چه اشتباهات و وقایع آغازگری می‌تواند منجر به پیامدهای آسیب‌رسان شود.
  2. پیامدهای آسیب‌رسان ناشی از اشتباهات و وقایع آغازگر مذکور چقدر و چگونه خواهد بود
  3. احتمال رخداد این پیامدهای آسیب‌رسان چقدر خواهد بود.

از دور روش واکاوی درخت خطا (Fault Tree Analysis (FTA)) و واکاوی درخت واقعه (Event Tree Analysis (ETA)) جهت پاسخ به سوالات مذکوراستفاده می گردد.

علاوه بر دو روش فوق برای ارزیابی ریسک احتمالی(PRA)، نیاز به ارزیابی قابلیت اطمینان انسان (Human Reliability Analysis(HRA)) جهت مدل سازی خطاهای انسانی نیز می باشد.

مدیریت چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ ریسک استراتژیک و ۵ گام برای موثر واقع شدن آن

مدیریت ریسک استراتژیک امری اساسی می باشد. مدیریت ریسک استراتژیک فرآیند شناسایی، کمی سازی و کاهش هرگونه ریسکی است که استراتژی تجاری، اهداف استراتژیک و اجرای استراتژی شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد.

اما غالباً وضعی از مدیریت ریسک سازمانی (ERM) را نادیده میگیرند. به طور سنتی، ERM روی ریسک مالی و عملیاتی تمرکز کرده است. با این حال، واقعیت این است که ریسک استراتژیک به مراتب نتیجه بیشتری دارد.

ریسک استراتژیک چیست؟

به عبارت ساده، ریسک های استراتژیک ریسک هایی است که یک شرکت می پذیرد و به طور بالقوه می تواند ضرر بزرگی داشته باشد.

شرکتی که فرایندهای تولید برتر و بی نظیری دارد، در صورتی که دیگر مصرف کننده هایشان محصولاتشان را نخواهند، باز هم شکست خواهد خورد. این درسی بود که تولیدکنندگان گوشی های تلفن همراه با ورود Apple® iPhone® به صحنه با بحران مشابهی روبرو شدند.

مدیریت ریسک استراتژیک

مدیریت ریسک استراتژیک چیست؟

مدیریت ریسک استراتژیک فرآیند شناسایی، کمی سازی و کاهش هرگونه ریسکی است که استراتژی تجاری، اهداف استراتژیک و اجرای استراتژی شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد یا ذاتی آن است. این خطرات ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • تغییر در تقاضای مصرف کننده و ترجیحات
  • تغییر قانونی و نظارتی
  • فشار رقابتی
  • ادغام ادغام
  • تغییرات فنی
  • گردش مالی مدیریت ارشد
  • فشار سهامداران

همانطور که جیمز لام، متخصص صنعت می گوید، ریسک استراتژیک مهمترین چیز است و اولویت دادن به مدیریت ریسک استراتژیک به معنای اول انباشته کردن چیزهای بزرگ است.

خطر استراتژیک منحنی زنگ است

منحنی مدیریت ریسک استراتژیک

مانند هر ریسک، ریسک استراتژیک در امتداد یک منحنی زنگ دار کلاسیک قرار می گیرد، و نتایج در امتداد محور x و احتمال در امتداد محور y است. نتیجه مورد انتظار از یک استراتژی مشخص، اوج این منحنی را نشان می دهد. بیشتر برنامه ریزی های استراتژیک تنها این قله را در نظر می گیرند در حالی که دامنه های هر دو طرف را نادیده می گیرند.

حتما بخوانید : مفهوم برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

اما دو اقدام استراتژیک را تصور کنید که هر کدام نتیجه مشابهی دارند. یکی در امتداد یک منحنی باریک و شیب دار قرار می گیرد، که نشان دهنده کم بودن خطر خرابی و فرصت کمی برای بالا رفتن است.

زنگ دیگر با زنگ وسیع تری نشان داده می شود که شانس بیشتری برای عملکرد کم و زیاد دارد. کدام یک را انتخاب کنیم؟ پاسخ به اشتهای یک شرکت برای خطر بستگی دارد.

مدیریت ریسک استراتژیک: تغییر منحنی

حالا یک منحنی سوم را با همان نتیجه مورد انتظار تصور کنید. این یکی با شیب تند از چپ بالا می رود اما در سمت راست با ملایمت تری به سمت پایین شیب می یابد. در اینجا، ریسک نزولی به حداقل رسیده و فرصت صعودی افزایش یافته است. این هدف از مدیریت ریسک استراتژیک است: شکل دادن به منحنی به شکلی که طرفدار موفقیت باشد.

چگونه ریسک استراتژیک را اندازه گیری و مدیریت می کنید؟

به قول معروف شما نمی توانید آنچه را که نمی توانید اندازه بگیرید مدیریت کنید.

برای اینکه بفهمیم چگونه ریسک استراتژیک را مدیریت کنیم، ابتدا باید نگاهی به نحوه اندازه گیری آن بیندازیم. اصل اصلی مدیریت ریسک سازمانی (ERM) اندازه گیری ریسک با همان معیارهای اندازه گیری نتایج است. به این ترتیب، شرکت ها می توانند محاسبه کنند که ابتکارات آنها چقدر خطر ذاتی دارد.

حتما بخوانید : مفهوم مدیریت ریسک (ISO 31000) چیست؟

ریسک استراتژیک را می توان با دو معیار اصلی اندازه گیری کرد:

سرمایه اقتصادی به میزان حقوق صاحبان سهام مورد نیاز برای پوشش خسارات غیرمنتظره بر اساس یک استاندارد از قبل تعیین شده پرداخت می شود. این استاندارد معمولاً از رتبه بندی بدهی هدف شرکت گرفته می شود. سرمایه اقتصادی یک ارز مشترک است که با آن می توان هر ریسکی را کمی ارزیابی کرد.

نکته مهم، این است که از همان روش و فرضیات استفاده شده در تعیین ارزش شرکت استفاده می کند، و آن را برای ریسک استراتژیک ایده آل می کند.

بازده سرمایه تعدیل شده توسط ریسک (RAROC) اظهارنامه پیش بینی شده پس از مالیات در ابتکاری است که بر سرمایه اقتصادی آن تقسیم شده است. اگر RAROC بیش از هزینه سرمایه شرکت باشد، چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ این طرح عملی است و ارزش افزوده خواهد داشت. اگر RAROC کمتر از هزینه سرمایه باشد، ارزش را از بین می برد.

حتما بخوانید : مفهوم تجزیه و تحلیل SWOT چیست؟

پنج مرحله برای موثر واقع شدن

مدیریت ریسک استراتژیک شامل پنج مرحله است که برای موثر بودن باید در فرآیند برنامه ریزی و اجرای استراتژیک ادغام شوند:

  1. استراتژی و اهداف تجارت را تعریف کنید. چندین چارچوب وجود دارد که شرکت ها معمولاً برای برنامه ریزی استراتژی استفاده می کنند، از تجزیه و تحلیل ساده SWOT گرفته تا کارت امتیازی متعادل تر و دقیق تر. نکته مشترک این چارچوب ها، عدم موفقیت در مقابله با ریسک است. بنابراین بسیار مهم است که شرکتها در مرحله برنامه چگونه ریسک‌ها را ارزیابی و مدیریت کنیم؟ ریزی اقدامات اضافی برای ادغام ریسک انجام دهند.
  2. برای سنجش نتایج، شاخص های اصلی عملکرد (KPI) را تعیین کنید. بهترین KPI ها نکاتی را در مورد اهرمهایی که شرکت می تواند برای بهبود آنها استفاده کند ارائه می دهد. بنابراین، فروش کلی باعث ضعف KPI می شود، در حالی که فروش به ازای هر مشتری به شرکت اجازه می دهد تا برای پاسخگویی تلاش کند.
  3. خطراتی را که می توانند تنوع در عملکرد را ایجاد کنند شناسایی کنید. این موارد ناشناخته است، مانند تقاضای مشتری در آینده، که نتایج را تعیین می کند.
  4. شاخص های اصلی خطر (KRI) و سطح تحمل برای خطرات مهم را تعیین کنید. در حالی که KPI ها عملکرد تاریخی را اندازه گیری می کنند، KRI ها شاخص های پیش رو هستند که با هدف پیش بینی انسدادهای احتمالی پیش بینی شده اند. سطح تحمل به عنوان محرک عمل است.
  5. گزارش و نظارت یکپارچه را ارائه دهید. سرانجام، شرکت ها باید نتایج و KRI ها را به طور مداوم کنترل کنند تا خطرات را کاهش دهند و یا فرصت های غیر منتظره را در صورت بروز درک کنند.

ریسک استراتژیک نشان دهنده بزرگترین خطرات – و فرصتهایی – است که شرکت شما با آن روبرو است. با برداشتن گام هایی برای مدیریت آن در سطح سازمانی، شرکت ها می توانند موفقیت آینده خود را شکل دهند در حالی که قرار گرفتن در معرض منفی را به حداقل برسانند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا